الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

14

تفسير مجمع البيان (فارسى)

--> دنبالهء پاورقى از صفحهء قبل : كاروان سفر رسيد پرسيدند ، آنها گفتند : آرى ما در راه ديديم كه ماه شكافته شد ، پس خداوند نازل فرمود : ( اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ) و در آن مسلم و ترمذى و ابن جرير و ابن المنذر و ابن مردويه و حاكم و بيهقى و ابو نعيم در دلائل از طريق مجاهد از ابن عمر روايت نموده در قول خداى تعالى « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ » گفت : ابن معجزه در عصر رسول خدا ( ص ) اتفاق افتاد كه ماه دو پاره شد ، پاره از پيش روى كوه و پاره‌اى ديگر از پشت كوه نمايان گشت ، پس پيامبر ( ص ) فرمود بار خدايا شاهد باش . و نيز در آن احمد و عبد بن حميد ترمذى و ابن جرير و حاكم و ابو نعيم و بيهقى از جبير بن مطعم روايت نموده در قول خدا : وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ، گويد : ماه شكافت و ما در عصر رسول خدا ( ص ) در مكّه بوديم تا آنكه دو نيمه شد پاره اى بر اين كوه و پاره‌اى بر آن كوه تجلّى كرد ، پس مردم مكّه گفتند محمد ما را سحر كرد ، پس مردى گفت : اگر محمّد شما را سحر كرد قدرت و توان آن را ندارد كه همهء مردم را سحر كند . و نيز در همان كتاب از ابن جرير و ابن مردويه و ابو نعيم در دلائل ، از ابن عباس در قول خداى تعالى ( اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ) گويد : اين معجزه پيش از هجرت واقع شده و ماه شكافت تا آنكه مردم هر دو نيمه آن را در فضاء ديدند . و باز در آن از ابن ابى شيبه و عبد بن حميد و عبد اللَّه بن احمد در زوائد الزهد و ابن جرير و ابن مردويه و ابو نعيم از ابى عبد الرحمن سلمى روايت نموده كه حذيفة بن اليمان در مدائن خطبه خواند خدا را سپاس و ثناء گفت سپس گفت : ساعت نزديك شد و ماه شكافت بدانيد و آگاه باشيد كه ساعت نزديك شد ، آگاه باشيد كه ماه مسلّما شكافت در عصر رسول خدا ( ص ) آگاه باشيد كه دنيا اعلان بجدايى و فراق نموده ، و بدانيد كه امروز مسابقه در كارهاى خير و فردا ( روز قيامت ) روز جايزه و كار مزد است . فرمود : ميگويم : كه شكافتن ماه و شقّ القمر بدعاء پيغمبر ( ص ) به طرق مختلف بسيارى روايت شده ، از اين گروه اصحاب پيامبر ( ص ) و ايشان انس